شمس الدين محمد بن احمد خفرى
56
تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )
بصير بر بارى تعالى از جانب شرع در حكم به اينكه سمع و بصر دو صفتى هستند كه مغاير علمند ، كافى نيست . پس زمانى كه ما اين دو صفت را در خود ملاحظه مىكنيم ، چيزى جز دو ادراكى كه به واسطهء دو آلت مخصوص ، متعلّق به مبصرات و مسموعات است ، نمىيابيم و از اينجا دانسته مىشود كه استعمال اين دو صفت در بارى تعالى به حسب شرع به اين معناست كه ادراك مبصرات و مسموعات بذاته بر نحو جزئى است . پس اين دو صفت به علم ارجاع داده مىشود . » قوشچى نظر ساير متكلّمان را دربارهء دو صفت سمع و بصر در حقّ تعالى چنين بيان مىكند كه ساير متكلّمان قائلند به اينكه سمع و بصر دو صفتى هستند كه زائد بر علمند و چون براهين عقليه دلالت دارد بر اينكه حقّ تعالى منزّه از آلات است ، بنابراين ، سمع و بصر ، دو علم براى متعلّقشان مىباشند ، بنا به آنچه مذهب شيخ بود . پس اشكالى ندارد اگرچه دو صفتى باشند كه زائد بر علم است ، همانطور كه رأى جمهور متكلّمان است . خفرى در توضيح عبارت فوق مىگويد : « متكلّمان اينگونه بر مطلوبشان استدلال كردهاند : « زمانى كه علم به شيء مانند رنگ مثلا حاصل مىشود - آنهم يك علمى تام و كامل - سپس آن شيء را مشاهده مىكنيم ، يك فرق اساسى ميان دو حالتى كه بر ما گذشته ، مىيابيم ؛ و از همين جا در مىيابيم كه آن حالت دوم ضرورتا بر امر زايدى با حصول علم مشتمل است كه آن امر زائد همان ابصار است . » ضعف اين استدلال ظاهر و روشن است . زيرا اين فرق مانع از اين نمىگردد كه اين دو حالت ، دو علمى مغاير با ساير علوم باشند . پس علوم در هر فردى از افراد علوم ، يك خصوصيت زايدى وجود دارد كه در غير آن علم يافت نمىشود . » 7 - إثبات كلام واجب تعالى مسئلهء ششم در اين رساله كلام إلهى است . اين بحث ، يكى از مباحث عمده و